زبان آموز موفق
در تاریخچه آموزش زبان دوم، شیوه های متعدد و گوناگونی پیشنهاد و طراحی شده اند. اما با وجود به کارگیری روش های نامناسب، همواره افرادی بوده اند که به خوبی از عهده ی یادگیری زبان دوم برآمده اند. از سوی دیگر علیرغم استفاده از شیوه های موفق باز هم افرادی هستند که در یادگیری زبان دوم هیچ موفقیتی کسب نمی کنند. در حقیقت تفاوت های فردی و رویکردهای زبان آموزان نسبت به امر یادگیری یکی از عوامل مهم موفقیت است، یعنی یادگیری تا حد زیادی بستگی به زبان آموز دارد تا به شیوه های آموزش.
در ادامه برخی نکات برای موفقیت در یادگیری زبان دوم پیشنهاد می شود که بیشتر بر نقش زبان آموز در روند آموزش تاکید دارند:
1. مسئولیت پذیری زبان آموز: زبان آموز موفق عهده دار زبان آموزی خود است و انتظار ندارد که تمامی این مسئولیت را کلاس و استاد به دوش بکشد. او با تکیه بر مسئولیت پذیری است که راه و روش شخصی یادگیری زبان را برای خودش تعریف می کند.
2. ساماندهی مطالب: زبان آموز موفق همواره در پی ساماندهی مطالب جدیدی است که می آموزد و در همین روند است که آموخته ی جدید با آموخته های قبلی پیوند می خورد.
3. تلاش خلاق و آزمایشگر: باید همواره در پی آزمودن نکات جدید دستوری و صرفی باشیم. این آزمایش های زبانی به خلاقیت نیاز دارند. زبان آموز موفق خلاق است و قواعد صرفی و نحوی زبان دوم را در ساخت های متنوع آزمایش می کند تا به درک صحیحی از کارکرد آنها برسد.
4. خلق فرصت مکالمه: زبان آموز موفق تشنه استفاده و بکارگیری از زبان دوم است و از بکارگیری آن لذت می برد و این لذت را با دیگران در فضای کلاس یا حتی خارج از آن به اشتراک می گذارد. او می داند که همیشه فرصت مکالمه به زبان مادری را دارد و باید فرصت کلاس و با همکلاسی ها بودن را برای امتحان کردن آموخته هایش غنیمت بشمارد.
5. پذیرش تردید: تردید بخش جدایی ناپذیر زبان آموزی است. فرد موفق به عنوان جنبه هیجان انگیز زبان آموزی به این خصیصه می نگرد. می پذیرد که باید گذرگاه زبان آموزی را با همراهی تردید طی کند و از عدم فهم تمامی اجزا و کلمات جمله دلسرد یا دستپاچه نشود، بلکه با وجود تردید همچنان بر صحبت کردن و گوش دادن ادامه دهد.
6. هر اشتباه گامی به جلو: او به جای آنکه اشتباهاتش را ناشی از مشکلات بیرونی و بخت و اقبال بداند، آنها را به میزان تلاش خود نسبت می دهد یعنی به جای جستجوی توجیه بیرونی به عوامل درونی می نگرد. اینگونه به جای آنکه هر اشتباه موجب تضعیف توانایی هایش شود از هر اشتباه به نفع خود و زبان خود بهره می گیرد.
7. نقش زبان مادری: اکثر زبان آموزان موفق، در بکارگیری زبان مادری خود نیز موفق تر از دیگران عمل می کنند و به زبان مادری تسلط بیشتری دارند. یکی از راه های تقویت زبان دوم، به شکلی باورنکردنی با تقویت توانایی های تولیدی به ویژه نوشتاری زبان اول در ارتباط است. این تاثیر را می توان در چارچوب نوعی انتقال سازنده تعریف کرد.
8. تصمیم گیری شمی یا اندیشمندانه: زبان آموز موفق در صحبت کردن و شنیدن از سبک شمی استفاده می کند. او برای رسیدن به جواب، حدس هایی را بر اساس تجارب زبانی اش می زند و نزدیکترین حدس را بطور آنی بکارمی برد. در عوض برای نوشتن و خواندن بیشتر از استدلال و توجه به مراحل دستوری و اندیشه استفاده می کند. در اصل برای موفقیت به ویژه در امتحانات استاندارد بایستی زبان آموز به مرحله ای از تعادل میان تصمیم گیری آنی و اندیشمندانه رسیده باشد.
9. عبارت آموزی: حفظ کردن و تمرین و تکرار عبارت های کاربردی زبان دوم یکی از بهترین روش ها برای کمرنگ کردن نقطه ضعف های توانش زبانی است. زبان آموزی که عبارت های زیادی را حفظ کرده است قادر خواهد بود بنابر موقعیت اجتماعی مورد نیاز، با بیان همان عبارت، در حد افراد بومی صحبت کند و عملا زبان خود را در سطحی بالاتر از توانایی واقعی اش بروز دهد. با درونی شدن همین عبارت ها است که زبان آموز قادر خواهد شد تا با تغییر اجزا، جملات و عبارت های بومی مانند جدیدی را بسازد.
10. توجه به سبک: زبان آموز موفق در پی یادگیری زبان به نحوی است که بتواند آن را در سبک های رسمی،غیر رسمی، دوستانه و ... به درستی به کار گیرد.
11. روزی یکساعت به جای هفته ای هفت ساعت: همانطور که همه ی ما برای فراگیری زبان مادری همواره در تماس با این زبان بوده ایم و هر روز نکته ی جدیدی یادگرفته و می گیریم؛ برای یادیگری زبان دوم نیز باید بازه های زمانی کوتاه مدتی را به تمرین و تکرار آموخته های زبان دوم اختصاص دهیم تا ذهن همیشه گرم و آماده باشد. در یک کلام باید گفت اگر می خواهی هفته ای هفت ساعت تمرین کنی، روزی یکساعت را انتخاب کن تا هفت ساعت در یک روز را.
12. انشا را جدی بگیریم: نوشتن انشا یکی از بهترین راهکارها برای یادگیری اندیشمندانه زبان است. از سوی دیگر بخش زیادی از توانایی زبان آموز را نیز نشان می دهد. درباره یک موضوع انشا بنویسید، سعی کنید موضوع کاربردی باشد. انشا را با کمک استاد تصحیح کنید. سپس جملات و عبارات نوشته شده را حفظ کنید و موضوع را بطور شفاهی برای دیگران توضیح دهید.
هر کدام از دوازده مورد ذکر شده را می توان بخشی از دیگری محسوب کرد، به هر حال تمامی نکات بالا با هم در تعامل و ارتباطند. شاید نکات مفید دیگری نیز به نظر شما برسد که گویای ورود شما به گام اول یا همان مسئولیت پذیری است.
با نگاهی بر کتاب اصول یادگیری و آموزش زبان اچ داگلاس بروون .
شرایط اصلی برای یادگیری مکالمه زبان:
1- انگیزه: تصمیم خود را بگیرید! به چه منظوری می خواهید زبان یاد بگیرید؟ اگر مصمم هستید ، آغاز کنید وگرنه وقتتان را تلف خواهید کرد!!
2- وقت و انرژی: یادگیری زبان یک کار ممتد و وقت گیر است و نباید بین بخش های مختلف آن فاصله انداخت ، پس دقیقا مشخص کنید در طول هفته چه زمانهایی را برای یادگیری مکالمه اختصاص می دهید.
3- محیط مناسب: هنگام یادگیری زبان باید فضای مناسب و ساکتی رو در نظر داشته باشید تا از تمرکز لازم برخوردار شوید. روی مکان های شلوغ یا ماشین و غیره زیاد حساب نکنید.( به همین دلیل برخی لابراتوارهای زبان را پیشنهاد می کنند).
آیا زبان فرّار است؟
* اگر یادگیری مکالمه زبان بخوبی و صحیح انجام شده باشد ، نباید فرّار باشد. مثل اینکه شما بعد از 10 سال دوری از خودرو ، بخواهید رانندگی کنید و بگویید شیوه رانندگی را فراموش کرده ام. توانایی مکالمه باید به ضمیر ناخودآگاه شما رسوخ کند، آنگاه در طول زمان تنها برخی کلمات و واژه ها از ذهنتان خارج می شود اما کلیات مکالمه همچنان در توانایی شما باقی می ماند. مگر اینکه آموزش شما سطحی باشد.
شنوایی مهمترین و بهترین روش
* مهمترین و مفیدترین روش یادگیری مکالمه ، شنوایی است. هر چه از روش شنوایی بیشتر استفاده کنید سرعت یادگیریتان بیشتر می شود. حال چگونه باید نوار ها را گوش کنیم:
1- به هیچوجه قبل از آنکه برای چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده اید ، سراغ خواندن متن آن نروید. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانید، ممکن است برخی کلمات را غلط تلفظ کنید و این اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنید ، بعد متن را بخوانید.
2- هر درس را چند بار باید گوش کنیم؟ یک بار؟ 5 بار؟ 10 بار؟نه خیر.... 100 بار!! بله تعجب نکنید ، اگر مایل هستید اعتماد به نفس لازم در مکالمه را بدست بیاورید ، هر درس را آنقدر گوش می دهید تا حفظ شوید! می توان گفت کلیدی ترین موضوع در مکالمه همین باشد. شما باید متن درس ها را حفظ کنید. بعد با خاموش کردن نوار سعی کنید مثل گوینده آن متن را تکرار کنید. بزرگترین لذت شما زمانی است که یک پاراگراف طولانی را از بر بگویید!!
3- چگونه نوار گوش کنیم؟فقط با استفاده از هدفون. چرا؟ به دو دلیل :
اول) توانمندیهای یادگیری انسان به نسبت 60 و 40 درصد بین بینایی و شنوایی تقسیم می شود. اگر بخواهیم توان بینایی ما به کمک شنوائیمان بیاید، باید چشمهایمان را ببندیم، ( تصور کنید در جایی نشسته و با کسی صحبت می کنید، همکارتان به شما نزدیک می شود و در گوش شما مطلبی را توضیح می دهد .. در آن لحظه که دارید به مطلب او گوش می کنید ، به کجا نگاه می کنید؟ با اینکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هیچ جا نگاه نمی کنید چون تمام هوش و حواس شما به فهمیدن حرف های او معطوف است!) هدفون نیز نوعی پچ پچ در گوش شماست که باعث می شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوینده جلب شود.
دوم) صدایی که از هدفون در می آید به دلیل نزدیکی به پرده گوش انسان ، برای مدتها در محدوده ورودی گوش باقی می ماند و در یک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار می شود و شما سود بیشتری از آن می برید!
اگر سی دی تصویری هم می بینید باید همانند سینما فضا را تاریک کنید تا هیچ چیز دیگری توجه شما را به هم نزند.
4- خوب قرار شد به نوار برای چندین بار گوش کنیم، بعد متن را حفظ کنیم. در مرحله بعد وقتی با خواندن متن به طور کامل با یحث آشنا شدیم ، باید صدای خود را ضبط کنیم. یک نوار خالی آماده کنید و هر متنی را که حفظ کردید ، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنید. البته در ابتدا این کار سخت خواهد بود اما اگر بخشی را فراموش کردید ، به جای مراجعه به کتاب ، مجددا آن بخش را گوش کنید. بعد دوباره صدای خود را ضبط کنید. تازه وقتی به صدای خود گوش کردید خواهید فهمید چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پیشرفت کرده اید! .. فراموش نکنید برای رسیدن به لهجه مناسب، شما باید همانند یک مقلد صدا یا یک بازیگر تئاتر، نحوه گویش گوینده را تقلید کنید. حتی اگر طرف یک پیرزن یا بچه باشد مثل او حرف بزنید . توجه داشته باشید، اگر سعی کنید دقیقا مثل نوار حرف بزنید، کلمات بیشتری به خاطرتان می آید ، چون شما دقیقا همانی را می گویید که شنیده اید!! ، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنید ، دیگر شنیده های شما دردی را دوا نمی کند ، چون ذهن شما، آنها را چیز دیگری فرض می کند.
بهترین تمرین گفتار، در مقابل آینه است . در این روش اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کنید.
نکته: کسانی که مرتب به شما توصیه می کنند ، زیاد نوار یا رادیو گوش دهید یا فیلم زبان اصلی ببینید، درست می گویند، اما اینکار به گفتار شما کمکی نمی کند بلکه تنها فایده اش ، آشنایی گوش شما با فرکانس هاس ویژه مکالمه زبان است . حتی اگر معنی کلمات را نفهمید، باز هم گوش کنید .. بعدا که با معانی آشنا شدید ، ذهن شما همانند پازل این کلمات را کنار هم قرار می دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل می آورد.
تمرین، گرامر ، دیکته ، حفظ لغت و جمله سازی
همه این موارد را فراموش کنید!
در مراحل اولیه یادگیری مکالمه ، اجبار نداشته باشید که تمرین حل کنید، دیکته بنویسید، گرامر کار کنید و غیره ...فقط گوش کنید ، حفظ کنید و صدای خود را ضبط کنید.. تا آنجا پیش روید که از لهجه و سرعت گفتار خود راضی شوید.
پرداختن به بحث گرامری ، شما را از هدفتان دور می کند ..شما در حین حفظ مطلب ، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعایت می کنید و این روش ماندگار تر است تا اینکه با هدف قبلی بخواهید نکته های گرامری را در جملات خود بکار ببرید.
به دنبال یادگیری یا حفظ لغات هم نباشید ... با دیکشنری خداحافظی کنید! .... شما فقط جملات یا عبارت ها را یاد می گیرید نه کلمات .. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشید اگر نتوانید در جمله بکار ببرید ، به چه دردتان می خورد؟
ما نباید خودمان جمله بسازیم بلکه جملات آماده را حفظ می کنیم!
فراموش نکنید، شما فقط و فقط جملاتی را می توانید در گفتار خود بکار ببرید که قبلا عین آن را خوانده یا شنیده باشید! در غیر اینصورت مثل یک دانش آموز با ادب ، بگویید هنوز نخوندیم آقا! ...
اگر تلاش کنید که یک جمله جدید بسازید یعنی به طور کلی عکس روش مورد نظر ما عمل می کنید. آیا وقتی شما فارسی حرف می زنید جمله سازی می کنید؟ خیر .. چرا؟ برای اینکه جملاتی که می خواهید بگویید قبلا بارها خوانده اید یا بگوشتان آشناست.
خیالتان راحت باشد، آنقدر جمله های متعدد حفظ خواهید کرد که نیاز به جمله سازی پیدا نمی کنید.
مکالمه زبان را وارد زندگی خود کنید
اگر بخواهید این جملات را به انگلیسی خیلی سریع بگویید، می توانید؟
تلویزیون را خاموش کن، سفره رو بنداز، ببین کیه در می زنه؟ برو درستو بخون...
یکی از اشتباهات بزرگ شیوه تدریس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن یک نوزاد است. وقتی فرزند شما متولد می شود اولین کلماتی که با آنها آشنا می شود ، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند ، مثل بیا، بشین، دست نزن، جیزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و ....
اما ما در مدارس با جملات کامل خبری شروع می کنیم! .. He is a teacher! ، I am a student!
این موضوع را می توان بزرگترین نقص نظام آموزش زبان انگلیسی در مدارس دانست. تحصیلکردگان دانشگاهی ما هنوز نمی توانند فرق بین get، take و put را بخوبی درک کنند، چرا ؟ چون تنها با کاربرد امری این افعال جایگاه واقعی آنها مشخص می شود.
در اینجا قصد نداریم شما را به یادگرفتن افعال و شیوه کاربرد آنها توصیه کنیم ..چون قبلا گفتیم در یادگیری مکالمه ، گرامر به طور مستقل وارد عمل نمی شود بلکه در قالب جملات آموخته می شود.
پیشنهادات من:
1- چند شب پشت سر هم در حالیکه اعضای خانواده شما متوجه نیستند، ضبط صوت خود را روشن کنید تا مکالمات عادی افراد داخل منزل( مثلا حین صرف شام) ضبط شود.
2- در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بین اعضای خانواده را از روی نوار در دفتر خود بنویسید.
3- چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده اید ، خواهید دید که برخی جمله ها تکراری است، انها را مشخص کنید
4- به کمک استاد خود یا یک کسی که زبان خوبی دارد ، این جملات را تر جمه کنید
5- جملات را حفظ کنید
همین ...الان شما قادر هستید با همین جملاتی که حفظ کردید در منزل انگلیسی حرف بزنید!!! چون گفتار های خانوادگی و روزمره ما بسیار محدود و اکثرا تکراری هستند .
توسعه توانمندی خود
1- به طور کلی شیوه ای که اینجانب توصیه می کنم بر مبنای ترجمه " فارسی به انگلیسی" است. شما باید جملات ساده فارسی را بتوانید به انگلیسی ترجمه و حفظ کنید . آنوقت است که می توانید اعتماد بنفس لازم را بیابید.
2- از این شاخه به آن شاخه نپرید، روش های گوناگون را امتحان نکنید، انواع نوارها و کتابها را نخرید.. تنها یک مجموعه کتاب و نوار را تهیه و با همان ها شروع کنید. ( من در مورد نوع دوره و کتاب پیشنهادی ندارم ..خود تان تحقیق نمایید ، کتاب مهم نیست روش مهم است ..ما درباره روش صحبت کردیم .. اما شخصا دوره هایی مثل streamline یا New interchange و یا امثال آن كه به سیستم های جهشی معروفند و سریعتر نتیجه می دهند را ترجيح ميدهم.).
3- برخی یادداشت ها و تذکر های ی روزمره خود را انگلیسی بنویسید...تذکرات به خودتان...دوستان یا اعضای خانواده ..قوانین منزل یا محل کار ..جملات کوچکی هستند ولی همیشه یادتان می ماند.
4- فینگلیش ننویسید ..در چت و ایمیل انگلیسی بنویسید حتی اگر همه اش غلط باشد ..از هر ایمیل یک چیز کوچک یاد بگیرید کافیست.
5- ترجمه متون را از طریق یادگیری مکالمه انجام دهید ...مکالمه شما که پیشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق می شوید.
نکته آخر: در جای جای محل کار و منزل خود جملات مهم را بنویسید و نصب کنید تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد .
زبانهای خارجی به عنوان زبان آموزشی شما
ممکن است زبان انگلیسی هم اکنون زبان آموزشی شما باشد و یا به زودی چنین شود؛چون انگلیسی زبان مادری شما نیست؛مطالعه کردن به این زبان در ابتدای امر ممکن است برایتان مشکل باشد.
موفقیت شما در خواندن به توانایی شما در فهمیدن؛صحبت کردن؛خواندن و نوشتن به زبان انگلیسی بستگی دارد.
انگیزه
می تواند از دو منبع سرچشمه بگیرد: یا از درون شما یا از محیط بیرون شما.
در مورد اول؛انگیزه از امیدها و انتظارات شما؛از میل شما به اینکه کاری انجام دهید و یا کسی بشوید منشا می گیرد.اهداف مطالعه که نتیجه آرزوهای شخصی و درونی می باشند؛فردی و متنوع هستند.اگر تا کنون فکر نکرده اید؛باید دقیقا درباره آنچه که امیدوارید از مطالعه عایدتان شود و اینکه چرا این انتظار را دارید بیندیشید.شما باید یک هدف را در نظر بگیرید و تمام مطالعات خود را جهت رسیدن به آن بکار بگیرید.چنین هدفی چون جهت و میزان انگیزه تحصیل شما را تعیین می کند مهم است.
همه افراد انگیزه درونی قوی و یا مداوم ندارند؛خوشبختانه منبع دیگری برای انگیزه وجود دارد:انگیزه خارجی.بارزترین نوع انگیزه خارجی در آموزش؛نمره است.برای بسیاری از دانشجویان نمرات درسی انگیزه ای کوتاه مدت و سریع برای مطالعه است.یکی از دلایل وجود امتحانات و نمره همین است ولی نمره و امتحان نباید هدف محسوب شود؛نمرات کمک می کنند تا انگیزه شما روز به روز تقویت شود؛اما آنها فقط گام های ساختگی و کوچک برای رسیدن به هدف نهایی شما هستند.
تمرکز حواس
چنانچه شما به آنچه که انجام می دهید علاقمند باشید؛تمرکز بسیار آسان است و چنانچه علاقه خاصی به آنچه که انجام می دهیدنداشته باشید تمرکز مشکل است
.
حال چگونه می توانید نسبت به آن موضوع در خودتان علاقه ایجاد کنید؟
ابتدا بیندیشید که چگونه و چرا آن موضوع درسی برای تحصیلات عمومی شما مهم است؛ممکن است که زیست شناسی برای شما جالب نباشد؛اما اگر درباره آناتومی و عملکرد بدنتان کنجکاو باشید کمی اطلاعات زیست شناسی می تواند به شما کمک کند.
ثانیا بیندیشید که آن موضوع درسی چگونه به بقیه موضوعات یا اوقات؛مکان ها؛مسایل و اهداف مربوط می شود.اگر چه برنامه تحصیلی شما به دوره های منفرد و جداگانه تقسیم شده است؛ولی شما اطلاعات و اخبار مجزا از یکدیگر را فرا نمیگیرید؛مثلا ریاضی در علم اقتصاد مفید است؛روانشناسی و جامعه شناسی در ادبیات تجلی می یابند.یک موضوع درسی که جالب بنظر نمیرسد ممکن است در ارتباط با سایر موضوعات بسیار جالب باشد.
ثالثا علاقه بستگی به درک دارد.اگر شما قواعد بازی بیسبال یا کریکت را ندانید؛نمی توانید علاقه زیادی به تماشای آنها داشته باشید؛ولی اگر وقت صرف کنید و زحمت یادگیری قوانین بازی را متقبل شوید؛ممکن است آن را ورزشی جالب بیابید.هر گاه شروع به مطالعه یک موضوع جدید درسی می کنید؛سعی کنید ذهنی پذیرا داشته باشید و با این فکر که آن موضوع درسی خسته کننده و مشکل است؛مطالعه را شروع نکنید.مهمتر از همه ؛از نظر آمادگی ؛خواندن؛کارهای کلاس و تکالیف منزل عقب نمانید.
برای حفظ علاقه و تمرکز بطور منظم مطالعه کنید و از پرسیدن سوالات یا کمک گرفتن برای فهم هر چیزی که متوجه نمی شوید نهراسید.
عوامل حواس پرتی
حتی اگر شما به یک موضوع درسی علاقمند باشید؛باز ممکن است دریابید که حواستان بوسیله عواملی پرت می شود. عامل پرت کننده حواس چیزی است مانند یک صدای ناگهانی؛یا شخصی مانند یک مهمان ناخوانده که حواس شما را پرت می کند.
شما می توانید بعضی عوامل پرت کننده حواس را با انتخاب دقیق زمان و مکان مطالعه حذف کنید.می توانید بعضی دیگر از عوامل را با حفظ سلامتی خود از بین ببرید؛احساس خستگی ناشی از رژیم غذایی نا کافی یا بیدار ماندن تا دیر وقت تمرکز حواس را مشکل می کند.
مکان مطالعه شما
برای مطالعه موثر؛شما به مکانی نیاز دارید که همیشه و فقط برای مطالعه بکار میرود؛تمام چیزهایی را که برای مطالعه نیاز دارید مانند کتب درسی؛دفترچه ها؛یک فرهنگ لغت؛خط کش محاسبه؛قلم؛مداد باید کاملا در دسترس شما باشند.
در سمت چپ میز تحریر شما باید یک چراغ مطالعه خوب وجود داشته باشد که میز شما را بدون سایه روشن کند.
زمان مطالعه شما
یکی از عاقلانه ترین و در ضمن مشکل ترین قوانین مطالعه؛ترتیب دادن یک برنامه زمانی مشخص و پیروی کردن از آن است.انجام این کار به دلیل اینکه علاوه بر عوامل پرت کننده حواس و وسوسه های معمول ؛اغلب وقفه های غیر منتظره هم وجود دارد؛مشکل است.
همان قدر که در طول روز اوقات کافی برای مطالعه دارید برای سرگرمی و استراحت نیز وقت دارید؛اما ممکن است از همه آن اوقات به خوبی استفاده نکنید مگر اینکه وقتتان را بخوبی تنظیم کرده باشید.
نوع برنامه ای که برای مطالعه ترتیب می دهید به برنامه کلاسی؛ مدرسه؛و فعالیت های اجتماعی و زمان غذا خوردن و خواب شما بستگی دارد.تقسیم دقیق زمان چندان اهمیتی ندارد؛آنچه که مهم است اینست که برنامه ای ترتیب دهید که واقع گرایانه باشد؛برنامه ای که فعالیت های دیگر شما و نیازهایتان را برای هر موضوع درسی در بر بگیرد.البته چیزی که از این هم مهم تراست اینست که شما بطور منظم طبق برنامه خود عمل کنید.
در زیر چند نکته مهم که باید به خاطر بسپارید؛وجود دارند:
1_ واقع بین باشید؛برای اوقات فراغت خود برنامه ریزی کنید.
2_ برای درس هایی که نیاز شدیدی به حفظ کردن دارند ساعات مطالعه را دقیقا قبل از شروع کلاس قرار دهید.
3_ برای درس هایی که به سخنرانی بستگی دارند ساعات مطالعه را دقیقا بعد از کلاس در نظر بگیرید؛این کار موضوع درسی را برای شما با معنی تر می کند و چون برایتان آشناست می توانید یادداشت های بهتری بردارید.
4_ در بسیاری از دوره های آموزشی از هر دو روش سخنرانی و از برخوانی استفاده می شود؛بنابراین شما باید طبق آن برنامه ریزی کرده و یا برنامه خود را اصلاح کنید.
5_ بجای اینکه ساعات مطالعه خود را روی هم انباشته کنید؛آنها را تقسیم کنید.اگر تمرین ها با فاصله انجام شوند یادگیری موثر تر خواهد بود؛مثلا سه مطالعه یک ساعتی جداگانه بهتر از سه ساعت مطالعه بدون وقفه است.هم چنین بهتر است یک موضوع درسی را بیش از چند ساعت در یک زمان مطالعه نکنید؛چون خسته می شوید و تمرکز حواس برایتان مشکل می شود.
6_ انتظار نداشته باشید که موضوع درسی را در طول آخرین روزهای قبل از امتحان با انباشتن آنها بیاموزید؛برای مرور هفتگی دروس در برنامه خود اوقاتی را در نظر بگیرید.در طول مرورهای کوتاه و منظم شما می توانید حافظه خود را تقویت کرده و اطلاعات خود را تجدید کنید.
7_ برای هر یک ساعت درس در کلاس حداقل دو ساعت مطالعه خارج از کلاس جهت آمادگی خود در نظر بگیرید.
استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی
یک فرهنگ لغت خوب؛یک کتاب مرجع ضروری برای دانشجویان خارجی است. با وجود این فرهنگ لغت خوب مانند همه ابزار؛زمانی ارزشمند است که به طرز صحیح و موثر از آن استفاده شود.
چنانچه شما زمان کوتاهی را صرف یاد گرفتن این که یک فرهنگ لغت شامل چه چیزهایی است و چگونه باید از آن استفاده کرد بنمایید بعدها در وقت خود بسیار بیشتر صرفه جویی خواهید کرد.
اعتبار یک فرهنگ لغت
فرهنگ های لغت بسیاری وجود دارد که تعداد کمی از آنها بسیار خوب هستند و تعداد بسیار زیادی خوب نیستند.
یک فرهنگ لغت انگلیسی فقط کتابی است که نشان میدهد انگلیسی زبانان چگونه انگلیسی را تعریف؛تلفظ و هجی می کنند؛چگونه کلمات موجود در زبانشان را استفاده می کنند.
تنها اعتباری که یک فرهنگ لغت انگلیسی دارد کامل بودن آن و درست بودن اطلاعات داده شده در آن و جدید بودن چاپ آن است.
انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی امریکایی
دانشجویان خارجی درباره اختلاف های بین انگلیسی بریتانیایی و امریکایی بسیار نگران می شوند.اگر چه ابتدا این اختلاف ها به نظر گیج کننده می رسند ولی اینقدر مهم نیستند که باعث نگرانی شوند.
در هر موردی که از نظر تلفظ ؛هجی یا معنی اختلافی وجود داشته شود؛یک فرهنگ لغت خوب هر دو انگلیسی بریتانیایی و امریکایی را نشان می دهد که هر دو درست هستند.
فرهنگ لغت رو میزی
فرهنگ های لغت بزرگی وجود دارند که آنها را فرهنگ کامل می نامند که همه لغات یک زبان را در بر دارند؛معمولا شما به چنین فرهنگ لغت کاملی نیاز پیدا نمی کنید.
اگر به آن احتیاج داشتید می توانید آن را در اتاق مرجع کتابخانه بیابید.نیازهای شما با یکی از فرهنگ های لغت کوچک و مناسب تر به خوبی مرتفع خواهد شد؛اینها فرهنگ های لغت رو میزی کوچکی هستند که شامل بیش از صد هزار لغات مختلف و هم چنین مراجع و اطلاعات مفید دیگری هستند؛هر کدام از فرهنگ های رومیزی رایج مذکور در زیر خوب هستند:
The american college dictionary(newyork:random house)
Funk and wagnalls standard college dictionary(newyork:funk and wagnalls)
The random house dictionary of the english language,college edition(newyork:random house)
Webster's new world dictionary of the american language(cleveland,ohio:world publishing company)
Webster's seventh new collegiate dictionary(springfield,mass:g. And c.merriam company)
فرهنگ های لغتی که نباید از آنها استفاده کرد
از آنجا که لغات جدید به زبان اضافه می شوند و معانی قدیمی پیوسته تغییر می کنند؛مهم است که فقط از یک فرهنگ لغتی که چاپ جدید بوده و یا اخیرا اصلاح شده استفاده کنیم.از فرهنگ لغتی که چاپ آن بیش از ده یا حداکثر پانزده سال گذشته استفاده نکنید.
فرهنگ های کوچکی که جلدهای کاغذی دارند فقط دارای ارزش محدودی برای نیازهای مطالعاتی شما هستند.
از فرهنگ هایی که از یک زبان دیگر به زبان انگلیسی هستند پرهیز کنید؛این نوع فرهنگ ها بطور ناقصی پیوسته ویرایش می شوند و قدیمی هستند.
ترجمه کلمه به کلمه به نوعی که این فرهنگ ها ترویج می کنند؛شما را می تواند به اشتباهات زیادی دچار کند.به علاوه ذخیره لغات انگلیسی شما افزایش نمی یابد بلکه فقط موقتا چیزی را که ممکن است یک معادل غلط باشد بیابید.
آنچه که یک فرهنگ لغت به شما میدهد
در اینجا فهرستی از چند چیز که شما میتوانید از فرهنگ لغت خود بیاموزید آورده شده است:
1_ هجی
2_ تلفظ
3_ تقسیم هجاها
4_ منشا
5_ معنی
6_ جزء کلام
7_ کاربرد
8_ مترادف و متضاد
9_ اطلاعات عمومی
هر فرهنگ لغت خوبی این مقدار اطلاعات را به شما خواهد داد.بعضی از فرهنگ ها نیز در بر دارنده قواعد املا؛نقطه گذاری؛بزرگ نویسی؛واژگان هم قافیه؛فهرستی از اسامی کوچک متداول برای افراد در زبان انگلیسی و حتی فهرستی از دانشکده ها و دانشگاه های امریکا می باشند.
ترتیب الفبایی: از آنجایی که همه مدخل ها در فرهنگ لغت به ترتیب الفبا نوشته می شوند؛شما باید ترتیب درست حروف الفبا را در زبان انگلیسی بدانید.
کلمات بر حسب اولین حرف خود مرتب می شوند؛هرگاه کلمات با حروف مشابه شروع شوند با حرف دوم خود مرتب می گردند و هر گاه حروف اول و دوم یکسان باشند با حرف سوم و ... منظم می شوند.
سبک کتاب راهنما
اسامی اشخاص بر اساس سبک کتاب راهنما نوشته می شوند؛این بدین معنی است که نامهای خانوادگی به ترتیب الفبا مرتب شده و بعد از آنها یک ویرگول و سپس نام کوچک (و احتمالا حرف اول نام میانی)نوشته میشود.
Smith, walter N.
یافتن سریع لغات
در فرهنگ لغت خود به بالای صفحه نگاه کنید؛دو کلمه سیاه و پر رنگ نوشته شده است.لغت سمت چپ؛اولین لغت در همان صفحه است.لغت سمت راست آخرین لغت در آن صفحه است؛به این دو لغت؛لغات راهنما می گویند.
هر گاه دنبال لغتی می گردید ابتدا صفحات را به سرعت ورق بزنید و فقط به لغات راهنما نگاه کنید.وقتی به لغت راهنمایی رسیدید که به کلمه مورد نظر شما از همه نزدیکتر است؛آنگاه به مدخل های صفحه بنگرید تا کلمه مورد نظر را بیابید.
هجی کردن(املا)
حدود 85 درصد از کلمات انگلیسی طوری هجی می شوند که می توان آنها را هجی با قاعده دانست.در اینجا تعدادی از قواعد هجی را که چون در بسیاری از کلمات صادق هستند پس ارزش یادگیری دارند ذکر می کنیم.
قاعده 1: هر گاه بخواهیم به کلمه ای یک بخشی که دارای یک مصوت (حرف صدادار) که پس از آن یک صامت (حرف بی صدا) باشد پسوندی اضافه کنیم آن حرف صامت را تکرار می کنیم.
Run+ing=running
Sad+est=sadest
Fat+er=fatter
Cut+able=cuttable
قاعده 2: برای افزودن یک پسوند به کلمه ای که بیش از یک بخش باشد صامت پایانی بخش آخر را در صورتی که به مصوتی ختم شود که بعد از آن یک صامت باشد و تکیه بر روی بخش پایانی باشد تکرار می کنیم.
Begin+ing=beginning
Occur+ence=occurrence
Refer+ence=reference
محل تکیه صدا تغیر می کند.
Refer+ed=referred
محل تکیه صدا تغیر نمی کند.
قاعده 3: هر گاه بخواهیم پسوندی را که با مصوت شروع می شود به کلمه ای که به e ختم شده است اضافه کنیم؛e را از آخر کلمه حذف می کنیم.
Take+ing=taking
Write+ing=writing
Desire+able=desirable
Believe+able=believable
ولی هرگاه قبل از e حرف c یا g وجود داشته باشد برای حفظ صدای آنها هنگام افزودن پسوندی که با a و e یا o شروع می شود e را حذف نمی کنیم.
Charge+able=chargeable
Notice+able=noticeable
Courage+ous=courageous
قاعده 4: در بخش هایی که صدای e کشیده وجود دارد (مانند me ) ؛ i قبل از e می آید؛مگر بعد از
c.
Believe
Chief
Grief
Piece
Receive
Ceiling
استثناها:seize,weird,leisure (تلفظ امریکایی)
قاعده 5: در کلماتی که مختوم به حرف y هستند و قبل از y یک حرف بی صدا وجود دارد؛قبل از افزودن پسوند حرف y به i تبدیل می شود(غیر از آن پسوندهایی که با i شروع می شوند).
Happy+est=happiest
Beauty+ful=beautiful
Cry+ing=crying
Study+ing=studying
با وجود این برای جمع بستن اسامی و افزودن s سوم شخص مفرد به فعل زمان حال ؛y به i تبدیل می شود و es اضافه می شود.
Sky+s=skies
Cry+s=cries
Carry+s=carries
Theory+s=theories
قاعده 6: در مورد کلماتی که به y ختم می شوند و قبل از y یک مصوت وجود دارد ؛y بعد از افزودن پسوند تغییری نمی کند.
Boy+ish=boyish
Enjoy+ing=enjoying
Play+s=plays
استثناها:
Day+ly=daily
Pay+ed=paid
Say+ed=said
Lay+ed=laid
تقسیم هجاها
فرهنگ لغت شما معمولا با یک نقطو سیاه در ابتدای هجاها آنها را جدا و مشخص می کند؛برای مثال:
En.glish
Dic.tion.ar.y
برای اینکه بفهمید که در هنگام نوشتن در کجای کلمه امکان شکسته شدن وجود دارد؛به تقسیم هجاها در فرهنگ لغت خود بسیار توجه کنید.در زبان انگلیسی کلمات فقط به وسیله تقسیمات هجایی قابل تلفظ می توانند شکسته شوند.
هرگز کلمات یک بخشی و نیز لغتی را که در آن یک بخش یک حرفی تنها می ماند نشکنید(مانند a-lone )؛ هر گاه کلمه ای دو حرف بی صدا دارد تقسیم هجاها بین آن دو حرف قرار می گیرد؛مانند(let-ters ).اگر چه هر بخشی باید قابل تلفظ باشد؛ولی هرگز ریشه اصلی کلمه را نشکنید؛برای مثال:teach-ing و mak-ing تقسیم درست کلمات هستند نه tea-ching و ma-king .
تلفظ
اختلاف های تلفظی:
دانشجویان خارجی اغلب در مورد اختلاف های تلفظی کلمات در انگلیسی دچار نگرانی می شوند و برای مثال نمی دانند که آیا باید تکیه صدا را روی هجای اول یا دوم کلمه laboratory قرار دهند.
چنین اختلاف هایی آنقدرها مهم نیستند که سبب نگرانی دانشجویان شوند.تمام انگلیسی زبانان از چنین اختلاف هایی آگاه هستند و بیشتر آنها با کمال میل آنها را می پذیرند ؛اگر چه ممکن است یک تلفظ متفاوت ؛عجیب بنظر برسد و نشان دهد که گوینده متعلق به مکان جغرافیایی یا طبقه اقتصادی و اجتماعی متفاوتی است با این حال به ندرت در فهم مطالب مشکل جدی ای پیش میاید.
تعداد نسبتا کمی از کلمات هستند که ممکن است تلفظ متفاوتی داشته باشند؛این اختلاف ها مانند هجی های متفاوت (برای یک کلمه) در فرهنگ لغت شما نوشته و مشخص شده اند.
کلید تلفظ
در صورتی که شما با نمادهای بکار رفته برای هر صدا در یک فرهنگ لغت آشنا باشید؛آن فرهنگ لغت به شما کمک می کند که تلفظ هر کلمه را بیاموزید.
بسیاری از نمادها در همه فرهنگ های لغت یکسان هستند ولی تعداد کمی از آنها با هم متفاوتند.
بنابر این حتما مقدمه فرهنگ لغت خود را بخوانید و بخصوص جدول نمادهای آوایی را مطالعه کنید؛این جدول معمولا در داخل جلد ابتدا یا انتهای فرهنگ است؛این جدول بصورت اختصاری اغلب در پایین هر صفحه وجود دارد.
تکیه هجا
در یک کلمه دو بخشی؛یک هجا با فشار بیشتر یا بلندتر از هجاهای دیگر تلفظ می شود(برای مثال teach-er و a-bove ) این اختلاف تاکید را تکیه (صدا) می نامند.
یک فرهنگ لغت هجای تکیه دار را معمولا با علامتی مانند (')نشان می دهد.در جدول نمادهای آوایی به شما تذکر داده می شود که علامت تکیه قبل یا بعد از هجای تکیه دار قرار داده شده است.
کلمات سه یا چند بخشی ممکن است دو تکیه داشته باشند که یکی از بقیه شدیدتر است؛فرهنگ لغت شما تکیه اصلی ؛متوسط؛و ضعیف را نشان خواهد داد.
تعاریف کلمات
مهم! مقدمه فرهنگ لغت خود را حتما بخوانید تا ترتیبی را که معانی کلمات بر اساس آن فهرست شده اند بفهمید.بعضی از فرهنگ ها ابتدا قدیمی ترین معانی را ذکر می کنند و جدیدترین تعریف را در آخر می دهند.
شاید مهم ترین اطلاعات در مورد یک لغت معنی آن باشد؛با وجود این شما باید بدانید که بیشتر کلمات در زبان انگلیسی معانی و یا رگه های معنایی بسیاری دارند؛همین حقیقت است که کاربرد فرهنگ لغت را در صورتی که به نحو صحیحی از آن استفاده نشود خطرناک می سازد؛کلماتی که چندین معنی مختلف دارند گاهی اوقات در جمله یا عبارت توضیح داده می شوند.
فراموش نکنید! هنگامی که در جستجوی معنی یک کلمه هستید فقط معنی اول فهرست را نخوانید بلکه در جستجوی معنایی باشد که متناسب متنی باشد که لغت در آن بکار رفته است.دو کار دیگر هم انجام بدهید:
1_ به املا و تلفظ کلمه و بخصوص محل تکیه نگاه کنید؛توجه کردن به تاریخچه کلمه روش مفید و نیز جالبی است برای اینکه درباره آن کلمه چیزهایی بیاموزید و معنی آن در ذهن شما ثابت شود.
2_ به لغات بالایی و پایینی کلمه مورد نظر نگاه کنید؛این کلمات اغلب با آن کلمه ارتباط نزدیک دارند؛اگر چنین باشد آنها به شما کمک می کنند که شناخت خود را از آن کلمه در اشکال و متون دیگر گسترش دهید.
اصطلاحات
کلمه look را پیدا کنید بعد از معنی اصلی شما تعدادی از اصطلاحات را می بینید.برای مثال look after , look for , look at , look up.
اصطلاحاتی مانند اینها برای دانشجویان خارجی مشکل و گیج کننده هستند و این نوع اصطلاحات در انگلیسی بسیار هستند ؛با وجود این چون بسیاری از اصطلاحات رایج در زیر کلمه اصلی و یا گاهی اوقات به عنوان مدخل مستقل فهرست می شوند ؛فرهنگ لغت شما می تواند مفید باشد.اغلب با این اصطلاحات مثال نیز آورده می شود.
تاریخچه کلمات
تاریخچه لغات که از نظر فنی ریشه شناسی نامیده می شود می تواند قسمت جالبی از کاربرد فرهنگ لغت شما باشد .هنگامی که شما هجی یا معنی لغتی را در فرهنگ جستجو می کنید برای مطالعه ریشه لغت نیز وقتی را در نظر بگیرید؛این کار نه تنها جالب است بلکه به شما کمک می کند که کلمه و معنی آنرا بهتر به خاطر بیاورید.
کلمات زبان های دیگر
فرهنگ لغت وبستر شامل حدود نیم میلیون کلمه است؛بیشتر این کلمات یا از خود زبان انگلیسی یا یونانی؛لاتین و فرانسه نشأت گرفته اند.
در فرهنگ لغت خود جدول علایم اختصاری ریشه شناسی و زبان ها را پیدا کنید و مطالعه کنید؛این جدول معمولا داخل جلد رو یا پشت است؛یک راهنمای مختصرتر هم در پایین هر صفحه چاپ شده است.
کلماتی که از اسامی اشخاص و مکان ها نشأت گرفته اند:بعضی از کلمات انگلیسی از نام جغرافیایی مکان بخصوصی یا از نام شخصی فرد بخصوصی گرفته شده اند.
برچسب های کاربردی یا محدود کننده
مدخل های بسیاری در فرهنگ لغت شما از نوعی برچسب که محدودیت ها و استفاده های بخصوص آن لغت را توضیح می دهند برخوردارند.
برخی از برچسب ها گویش بخصوصی را نشان می دهند مانند امریکایی ؛انگلیسی؛اسکاتلندی.
بعضی از آنها کاربردها و یا معانی قدیمی تر کلمه را درتاریخ زبان انگلیسی مشخص می کند؛مانند باستانی یا منسوخ.
بعضی از آنها کاربرد کلمه را نشان می دهد آیا کلمه کاربرد ادبی دارد(مثلا شاعرانه)؛آیا کلمه رسمی و یا غیر رسمی است؛آیا آن کلمه اصولا محاوره و عامیانه است.
بعضی از برچسب ها به رشته های تحصیلی مخصوصی مانند طب؛حقوق؛شیمی؛فیزیک؛الکترو نیک؛تاریخ یا باستان شناسی اشاره دارد.
کلمات و عبارات بیگانه
شما بطور متداول کلمه یا عبارتی را در یک سخنرانی خواهید شنید و یا در یک کتاب درسی خواهید خواند که آن کلمه یا عبارت انگلیسی نیست اما اغلب در انگلیسی استفاده می شود؛برای مثال ممکن است جایی بخوانید که the income per capita of southeast asian countries is very low
فرهنگ لغت به شما خواهد گفت که per capita از نظر تحت اللفظی معنی سرانه می دهد؛یعنی شمردن هر فرد بعنوان یک واحد اندازه گیری جمعیت.
فرهنگ لغت شما بسیاری از کلمات و عبارات خارجی متداول را یا درفهرست الفبایی اصلی لغت و یا در قسمت مخصوصی در آخر کتاب تعریف می کند.
اشخاص و مکانها
فرهنگ شما اطلاعاتی درباره افراد و مکانهای مهم را در بر دارد؛این مدخل ها معمولا در فهرست اصلی الفبایی کلمات منظور شده اند اما بعضی از فرهنگ ها آنها را ممکن است در انتها و بخش های جداگانه ای مانند اسامی مربوط به زندگی نامه و فهرست نامهای جغرافیایی قرار دهند.
دقت کنید که فرهنگ شما این گونه اطلاعات را چگونه ارائه می دهد.
اطلاعات متفرقه
علاوه بر آنچه که پیش از این آموخته ایدفرهنگ لغت شما اطلاعات متنوع دیگری را هم شامل می شود مانند نقشه ها ؛تصاویر؛و جدول ها و نیز مراجع ادبی ؛اساطیری و غیره.
این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع و روش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
شیوه های یادگیری زبان دوم
در اینجا ۷ نکته ساده را برای شروع یادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:
۱- مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.
۲- تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده ۱۰ دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم با تکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.
۳- متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.
۴- شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان ۴ تا ۵ سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه ۴ ساله باشید نه یک مهندس ۲۰ و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه و درس را با تفریح بیاموزید.
۵- اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.
۶- زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.
۷- این را بدانید که یادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.
1- نداشتن هدف روشن برای یادگیری، یکی از آفت هاست که البته معمولاً باعث ناامیدی هم می شود. برای خودتان اهدافی تعریف کرده وزمانی که به آن می رسید، برای خودتان تشویقی در نظر بگیرید، با روشن کردن اهدافتان می توانید این غول را به قسمت های کوچک تر تقسیم کرده و بدین ترتیب راحت تر بر هر قسمت غلبه کنید.
دانلود رایگان مقاله
2- خیلی افراد حسرت این را می خورند که چرا زودتر شروع به یادگیری نکردند؛ مثلاً سال های کودکی و دائم با خود تکرار می کنند که سن مناسب برای آموزش، فلان سن است و من دیر شروع کردم و... درست است که شروع آموختن در سنین پایین یکی از عواملی است که می تواند به تسریع این فرآیند کمک کند اما یادتان باشد مهم تر از شروع در کودکی، استفاده از روحیه کودکان در زمان آموختن است. اعتماد به نفس داشته باشید و از حداقل هایی که تا به حال آموخته اید نیز حتماً استفاده کنید، نا امید نشده و به راهتان ادامه دهید.دانلود رایگان مقاله
3- در مورد استفاده از روش های مختلف زبان نیز دو اشتباه رایج وجود دارد. بعضی برای مدتی طولانی تنها از یک روش استفاده می کنند؛ با این کار معمولاً بخشی از قابلیت های آنها هیچ وقت پیشرفت نمی کند. برخی نیز دائم از یک روش سراغ روشی دیگر می روند. این افراد معمولاً قبل از اینکه فرصت استفاده و بهره برداری از روشی را به خود بدهند تغییر مسیر داده و در نتیجه همیشه بخشی از قابلیت روش های مختلف را از دست می دهند. حرکت در مسیری میانه شاید مثمرثمرتر باشد.نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
5- اگر قرار باشد همیشه به آن بخش هایی که هنوز یاد نگرفته اید فکر کنید، ناامیدی نتیجه منطقی ماجراست. سعی کنید همیشه نیمه پر لیوان را ببینید تا اعتماد به نفس لازم برای استفاده از آموخته ها را داشته باشید.
6- نگرانی از اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شوید؛ اگر به پیدا کردن اشتباه باشد که شما هم می توانید از استادان زبان انگلیسی زمان صحبت کردن غلط بگیرید. یکی از موانع مهم بر سر راه آموختن زبان، تمرکز بر اشتباه نکردن است. در عوض تمرکز بر این موضوع سعی کنید تجربه کنید. فراموش نکنید که فرآیند یادگیری زبان در مورد شما شبیه آموختن زبان برای بار اول در کودکان است. سعی کنید همان طور که به اشتباهات بچه ها در حرف زدن می خندید، به اشتباهات خود نیز بخندید و به خودتان اجازه تجربه بدهید.
7- همیشه اطراف ما افرادی هستند که استاد آیه یأس خواندن هستند. در مورد آموزش زبان هم البته این افراد کوله باری از تجربیات شکست خورده دارند تا با گفتن آنها، حسابی شما را ناامید کنند. در زمان مواجهه با این افراد شاید بد نباشد کمی هم ناشنوا باشید.
نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
11- اشتباهی که برخی افراد مرتکب آن می شوند این است که لغات را به شکل لغتنامه ای یاد می گیرند؛ هر لغت به صورت جداگانه و خارج از جمله. این کار باعث فراموش شدن سریع لغات شده و البته استفاده از آنها درجمله را نیز دشوار می سازد. سعی کنید لغات را در جمله ویا به صورت عبارت معنادار یاد بگیرید تا هم دیرتر فراموش کنید وهم بهتر بتوانید از آنها استفاده کنید.
12- فراموش نکنید که یادگیری زبان شامل مهارت های مختلفی از جمله گوش دادن، حرف زدن، خواندن و نوشتن است. برای بالا بردن قابلیت های خود دراین حوزه ها لازم است منابع شما نیز گسترده باشد. کتاب های آموزشی، داستان، روزنامه، مجله، فیلم، کارتون، اخبار و منابع اینترنتی از جمله مواردی هستند که می توانند به شما در آموختن کمک کنند.
نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
13- استفاده از فیلم های زبان اصلی این روزها برای آموزش زبان زیاد شده است. در زمان استفاده از این منابع به چند نکته توجه داشته باشید. فیلمی که شما داستان آن را از حفظید و به زبان فارسی دیده اید معمولاً خیلی توجه شما را به خود جلب نکرده و البته از نظر آموزشی چندان اثری ندارد. اگر قرار باشد از زیرنویس دیالوگ ها را بخوانید، معمولا نیمی از حواس شما متوجه آن شده و تمرکزی روی آنچه می شنوید ندارید. به این ترتیب اثر گذاری استفاده از این روش باز می تواند کاهش پیدا کند. زمانی دیدن فیلم برای تقویت گوش دادن می تواند مفید باشد که شما حداقل 60-50 درصد لغاتی که در فیلم استفاده می شود را بتوانید تشخیص دهید و گرنه چندان امیدی به این روش نداشته باشید.نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
15- واقعیت این است که تا زمانی که شما به زبان انگلیسی فکر نکنید نمی توانید به این زبان به خوبی صحبت کنید. سعی کنید گاهی اوقات برنامه ریزی های روزانه تان را به زبان انگلیسی انجام دهید و یا داستان هایی برای خودتان به این زبان تعریف کنید. زمانی هم که می خواهید صحبت کنید، سعی کنید حتی شده با ساده ترین لغات جملات خود را بسازید اما اول به فارسی فکر نکرده و آن را ترجمه نکنید.
نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
16- یکی از بهترین روش های یادگیری و شاید هم موثرترین آنها، این است که آنچه تا به حال یاد گرفته ایم را به دیگران یاد بدهیم. اگر بتوانید برای خودتان شاگرد پیدا کنید، فوق العاده است.نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
17- پشتکار یکی از این موضوعاتی است که افراد همیشه آن را دست کم می گیرند. نمونه بارز آن هم افرادی هستند که تا می بینند یادگیری سخت شده، سریع می گویند من استعدادش را ندارم. اما در بیشتر موارد این افراد تنها پشتکار آن را ندارند. یادتان باشد آموختن زبانی جدید نیاز به تمرین زیادی دارد، شاید برای سال ها، پس ادامه دهید و ناامید نباشید!18- سعی کنید به روش های مختلف تمرین کنید تا برایتان تکراری نشود. نوشتن جملات و عبارات روی کاغذهایی کوچک و همراه داشتن آنها و خواندن در طول روز یکی از روش های رایج است. نوشتن این موارد روی کاغذ و چسباندن آن روی در یخچال، آیینه اتاق و نقاط دیگری که جلوی چشمان شما باشد از دیگر روش ها دراین زمینه می تواند باشد.
نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
19- اگر قرار نیست امتحان تخصصی گرامر بدهید،بهتر است کلاً از این بخش صرف نظر کرده و اصلاً سراغ آن نروید. آخر خودتان انصاف دهید، شما برای یادگیری زبان فارسی مگر ابتدا دستور زبان یاد گرفته اید که حالا برای زبان انگلیسی سراغ گرامر رفته اید؟نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
20- روش اشتباه دیگری که وجود دارد این است که افراد جمله ای را به انگلیسی شنیده و سپس آن را تکرار می کنند. این کار معمولاً ذهن را چندان فعال نکرده والبته یادگیری زیادی به دنبال ندارد. در عوض این کار سعی کنید بعد از گوش دادن، جمله را با لغاتی که خودتان بلدید تکرار کنید، آن را خلاصه کرده و یا در مورد آن سؤالاتی بسازید.نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
21- معمولاً بسیاری از افراد به این نکته توجه ندارند که تلفظ برخی لغات، دیکته و حتی لغاتی که استفاده می شود، در بین ملیت های مختلفی که به زبان انگلیسی صحبت می کنند، با یکدیگر متفاوت است و البته بدون توجه به این نکته، از منابع مختلف استفاده می کنند.نکات مهم در آموزش زبان انگلیسی
22- این روزها که البته ارتباطات آسان تر شده و البته امکان سفر هم بیشتر، اگر بتوانید برای خودتان موقعیت هایی را فراهم کنید تا با افرادی که فارسی بلد نیستند، انگلیسی صحبت کنید، تمرین خوبی است.
پایان.