الفبای آلمانی وتلفظ فارسی
الفبای رسمی زبان آلمانی متشکل از ۲۶ حرف است که
هر یک از این حروف تلفظ خاصی دارددر زیر، به همراه تلفظ
قابل مشاهده هستند.
البته در زبان آلمانی حروف دیگری را نیز مشاهده خواهید کرد این حروف عبارتند از :
ä , ö , ü , ß
در صورتی که صفحه کلید شما این حروف را ندارد از معادل آنها استفاده کنید.
ä= ae , ö= oe , ü= ue , ß= ss
برای آشنایی بهتر با تلفظ حروف الفبای آلمانی فایل صوتی زیر را دانلود نمایید:
دانلود فایل تلفظ الفبای آلمانی
حروف صدا دار die Vokale
حروفی هستند که به تنهایی و مستقل تلفظ میشوند A,E,I,O,U
حرف Y گاه با صدا و گاه بی صداست چنانچه حرف در آغاز کلمه بیاید بی صدا ودر غیر این صورت صدا دار صدا دار : Typhus بی صدا : Yard
a: صدای حرف (آ) در فارسی مانند Mann با تلفظ ( مان) به معنایی مرد
o و u هم مانند حروف معادل شان در فارسی مثال Obst به معنایی میوه و Ubung به معنایی تمرین کردن.
بجز حروفی که در اینجا از آنها به عنوان حروف صدادار از آنها یاد شد، سه نوع دیگر از این دسته در زبان آلمانی هست. یعنی هر کدام از این سه حرف دو نقطه دارند که در زبان آلمانی به آنها اوملاوت می گویند.(Umlaut). در اینجا برای هر یک مثال هایی آورده می شود.
حروف بی صدا:
حروفی که به تنهایی قابل تلفظ نیستند و برای تلفظ به یک حرف صدادار نیازمند هستند. در زبان فارسی به این حروف همخوان و یا صامت هم گفته می شود.
این حروف در زبان آلمانی به ترتیب الفبایی به شرح زیر است
1-b : همانند حرف (ب) در فارسی است. برای مثال واژه Bank به معنایی بانک
2-c: با تلفظ (تس) یک حرف مرکب است
c قبل از حروف صدا دار a , u , e و نیز پیش از حروف بی صدا آوای (ک) را داده و و به همین سبب اغلب حرف k به جای آن نوشته می شود :der Clown
دلقک ( کلُن)
قهوه خانه (کافِ)
2)
بارسلونا (بارتس ِ لُنا)
حرف
3-d: تلفظ این حرف در ابتدا و میان یک واژه همان حرف (د) فارسی است. مثل Dame به معنایی خانم. ولی این حرف در پایان واژه (ت) تلفظ می شود .مثلا واژه Kleid به معنایی لباس { klayt} تلفظ می گردد.
4-f: مثل حرف(ف) در فارسی Farbe به معنایی رنگ
5-g: (گ) تلفظ می شود. مانند Gast به معنایی مهمان. ولی در آخر واژه ( ک) و با کمی شدت و فشار تلفظ می شود. مانند واژه Tag (تاک) به معنایی روز.
6-h: با تلفظ (ها)
1)حرفh در اول کلمات آوای (هـ)فارسی را می دهد .haben
داشتن (هابِن)
2)حرف
ده (تسِن)
دندان(تسان) der Zahnh بعد از حروف صدادار به تلفظ در نمی آید و فقط باعث کشیده شدن حرف صدادار ماقبل خود می گردد .zehnc در آلمانی الاصل نبوده و به همین علت در کلمات آلمانی پیش نمی آید . c قبل از حروف صدادار e , I , y ,مانند صدای z (یعنی ت+س = ts ) تلفظ می شود.Barcelonadas Café
7-j: صدایی حرف (ی) در زبان فارسی مانند واژه Ja به معنایی بله با تلفظ آلمانی (یا)
توجه داشته باشید که این حرف همانند حرف J در انگلیسی تلفظ نمی شود.
8-k: همانند حرف (ک) در فارسی مثل واژه Kanne به معنایی قوری
9-حروف l- m- n- p همانند حروف معادل خودشان در زبان فارسی تلفظ می شود. مانند نمونه های زیر
einladen ایاین لادن یعنی دعوت کردن
Mutter موتا یعنی مادر
Name نامه یعنی نام- اسم
Packet پاکت ( با ک مکسور) جیب
10-q:این حرف همیشه قبل از حرف u ظاهر می شود. و با هم صدای مرکب حروف(ک) و (و) فارسی را می دهد. مانند Quelle کوئله به معنایی چشمه.
11-r; تلفظی بین دو حرف (غ) و (خ) در فارسی دارد و غلتان است . مثل Radio همان رادیو اما با تلفظ غادیو
12-s: قبل از حروف صدادار a- e-o -u-i (ز) تلفظ می شود. و در غیر این صورت مثل sagen ( زاگن) با گ مکسور به معنایی گفتن
و ist ( ایست) به معنایی هست و است
13-t: مانند فارسی است. Tante تانته به معنایی عمه و خاله
14- v: در زبا آلمانی برای واژه های آلمانی صدای (ف) می دهد. مثل Vater به معنایی پدر با تلفظ فاتر
و در واژگان بیگانه واردشده در زبان آلمانی صدای ( و) می دهد. مثل Verb ( ورب) به معنایی فعل
15-w: صدای ( و) در فارسی می دهد. توجه داشته باشید . این حرف مثل حرف w در انگلیسی نیست.
Winter ( وین تر) به معنایی زمستان
16-x این حرف هم مانند حرف c آلمانی الاصل نیست و صدای ترکیب دو حرف (ک) و (س) فارسی را می دهد. مانند Alexander ( الکساندر) اسکندر
17-z این حرف ترکیب دو حرف فارسی (ت) و (س) می باشد.
مانند Zimmer با تلفظ تسیما به معنایی اتاق
در ميان اين 26 حرف ، u(او) | o(اُ) | I(اي) | E(اِ) | A(آ) ؛ حروف صدادار هستند.
1-حرف "a" در آلماني مابين (آ) و (اَ) تلفظ مي شود:
aha (آَها) فهميدم،آهان Abend (آَبِنْد) عصر amen (آَمند) آمين alt (آَلت) پير،كهنه
2-حرف "b" مانند زبان فارسي (ب) تلفظ مي شود:
Buch (بوخ) كتاب Bank (بانك) بانك،نيمكت Bad (باد) حمام
3-هرگاه حرف "c" قبل از حروف صدادار "a , o , u , au" به صورت كاو ، كو ، كُ ، كا و حروف بي صدا مانند cr (كْرْ) خوانده مي شود و صداي (ك) مي دهد كه بجاي c از K استفاده مي كنيم:
Klug (كلْوگ) باهوش Kaffee (كافه) قهوه Kalt (كالْت) سرد
*واژه هايي كه از زبان بيگانه وارد آلماني شدند بدون تغيير فرم نوشته و تلفظ مي شوند:
cola (كُلا) كوكاكولا cafe (كافِ) كافه creme (كرِمِ) كرِم
**درصورتيكه حرف c قبل از حرف I,e بصورت "ci" (تْسْي) و "ce" (تْسِ) تلفظ مي شوند ؛ البته (تْس) فشرده تلفظ مي شود كه تا حدودي صداي چ مي دهد:
City (تْسي تي) شهر Circa (تسير كا) تقريبا
4- حرف "d" مثل (د) در فارسي خوانده مي شود:
Danke (دانكِ) ممنون Doktor (دُكتُر) دكتر
5-حرف "e" صداي (اِ) فارسي مي دهد و در اخر كلمه هم خوانده مي شود:
Name(نامِ) نام
6- حرف "F" مانند (ف) فارسي خوانده مي شود:
final (فيْنال) فينال Film (فيلم) فيلم
چند تذکر مهم:
1)حرف R و r همیشه "غ” خونده می شن مگر در آخر کلمات که اگر قبل از آن حرف e بیاید که
در آنصورت خوانده می شود: آ -
مثل:
der : دا – بعدن خواهیم دید که این مورد استثنائن دیا خوانده می شود.
rot خوانده می شود : غوت qot –
Feuer (= آتش( : فویا foya
2) حرف G همیشه " گ " خوانده می شود ، مثل Garten: گاغتن
(Gaqten)البته مگر در واژه های خارجی وارد شده به زبان آلمانی از زبانهای دیگه.
3) حرف J همیشه صدای " ی " یا Ye می دهد. مثل تیم یوونتوس که می نوشتند juventus
مثل Ja: ya
4) حرف S همیشه صدای Ze می دهد مگر در آخر کلمه یا بخش که صدای سین (س) می دهد.
مثل suppe : zupe / زوپه - das: داس / das – adidas : آدیداس
5) حرف β همیشه صدای (س) یا s می دهد، مثل schlieβen : shelisen
6)حرف V همیشه صدای (ف) یا Fe می دهد. مثل von : fon /فون
مگر در واژه های خارجی وارد شده به زبان آلمانی مثل violet بنفش: violet
7)حرف Z همیشه صدای ت+س می دهد. مثل zimmer : tsima / ته سیما (= اتاق)
8) حرف Q همیشه همراه با u در قبل از آن به کار می رود و صدای دو حرف k+w می دهد،
مثل bequem که خوانده می شود bekvem یا بکوم ( = راحت ! )
9) حرف C خیلی کم به کار می رود.
10) ترکیب حروف i+g در آخر کلمه صدای ish / ایش می دهد. مثل wenig خوانده می شود
Vanish / وه نیش (=کم)
11) هر گاه حرف S در ابتدای کلمه بیاید و پس از آن حرف P یا t بیایند، S خوانده می شود esh
مثل sport : eshpoqt / اشپوغت - Schmidt : eshmit / اشمیت.
12) هر گاه قبل از یک حرف با صدا و قبل از یک حرف بی صدا قرار گیرد ، خودش تلفظ نمی شود
بلکه باعث می شود که صدای حرف باصدای ماقبل آن کمی کشیده شود.
مثل Lehrer : Leeqa / له غا (=معلم)
13) ترکیب سه حرف chs صدای eks یا اِکس می دهند، مثل sechs حوانده می شود zeks.
14) حرف ش در زبان آلمانی sch نوشته می شود. مثل schule : شوله / shule (= مدرسه)
این دو حرف هم اگه در آخر واژه ای اومدند صدای همون ش پاشیده رو میدن.
sch صدای (ش) فارسی رو میده.
tsch, صدای (چ) میده
er این دو حرفم در آخر واژه ای که قرار می گیرند، معمولا صدای (آ) می دهند.
pf از ترکیب دو حرف (پ) و(ف) درست شده.
ß این ام که شبیه حرف بتایی یونانی است. بهش میگن: اس ست. و صدای (س) میده و البته کشیده تر از حرف(س)
به نوعی میشه گفت که این دوتا حرف(س) است.
تلفظ
زبان آلمانی دارای 26 حروف می باشد همراه با ä,ü,ö,ß . بعضی از حروف در زبان آلمانی تلفظ دیگری از زبان های دیگر دارند و جور دیگر تلفظ می شود.
تفاوت الفبای آلمانی و انگلیسی در این است که بعضی از حروف دارای اوملاوت Umlaut می باشند.
بعضی اوقات در (جمع اسامی) می آیند و یا یک کلمه به صورت عادی آن دارا می باشد.
Ä ä
این حرف در بیشتر موارد مشابه با حرف e دارد، کوتاه و بلند
1) ä کوتاه: حالت e کوتاه
Hände hεndə هِندِ دستها
Bänke bεŋkə بِنکِ نیمکت ها (بانکها)
طرز نوشتاری آن در حروف فونتیک به صورت ε می باشد
2) ä بلند:
در این حالت هم مانند صدای e بلند تلفظ می شود.
Mädchen mε:tçən
طرز نوشتاری آن در حروف فونتیک به صورت :ε می باشد
==============================
ö Ö
حرف Ö معادلی در زبان فارسی یا انگلیسی ندارد . کوتاه و بلند
ö کوتاه:
برای تلفظ آن باید لبهای خود را گرد کرده و زبان را به پشت دندانهای پایینی بچسبانید و صدای اُ را تلفظ کنید تا کمی صدای او دهد.
Löffel lœfl لوفِل قاشق
Köln kœln کولن شهر کولن
طرز نوشتاری آن در حروف فونتیک به صورت œ می باشد
ö بلند:
شبیه به صدای او می باشد.
لبها را گرد کرده و صدای e را همراه با صدای o تلفظ کنید
böse bø:zə بووزه بدجنس
blöd blø:t بلوود خِنگ خُل
طرز نوشتاری آن در حروف فونتیک به صورت :ø می باشد.
=============================
Ü
حرف Ü معادلی در زبان فارسی یا انگلیسی ندارد . کوتاه و بلند.
ü کوتاه:
Glück glYk گلوک شانس
باید لبهای خود را گرد کنید و صدای او و ای را به صورت کوتاه تلفظ کنید.
ü بلند:
Lüge 'ly:gə لوگه دروغ
au = اَو , eu = اُی , ei = آی , ai = آی , äu = اُی
برای مثال میشه به این چند کلمه اشاره کرد :
Frau = زن , Europa = اروپا , neu = جدید , ein = یک ,
mein = مال من , Mais = ذرت , Käufer = خریدار
در صورتی که حرف e بعد از حرف i بیاد (ie) حرف e خونده نمیشه ولی در عوض i (ای) بصورت کشیده تلفظ میشه. مثل کلمات زیر:
liegen = دراز کشیدن , Tier = حیوان , viel = زیاد
حرف a همونطور که قبلا" هم گفتم اگر Umlaut یا همون دو نقطه بگیره (ä) تقریبا" مثل حرف e (اِ) تلفظ میشه. مثال:
Länder = کشورها , Dänemark = دانمارک , regelmäßig = منظم
اگه قبل از حرف h یکی از حروف صدادار بیاد حرف h خونده نمیشه ولی در عوض حرف صدادار قبل از اون بصورت کشیده تلفظ میشه. برای مثال میتونید با کلمات زیر تمرین کنید:
mehr = بیشتر , Lehrer = معلم , nehmen = برداشتن , Bahnhof = ایستگاه قطار
حرف h زمانی تلفظ میشه که بعد از اون هم یه حرف صدادار قرار گرفته باشه:
gehen = رفتن , Heft = دفتر , Hilfe = کمک , Erholung = استراحت
حرف s معمولا" صدای س میده، ولی هروقت بعد از حرف s یه حرف صدادار باشه: ز خونده میشه. برای مثال میتونیم به کلمات زیر اشاره کنیم:
sehen = دیدن , Nase = بینی , langsam = آهسته , Salat = سالاد , Reise = مسافرت
ie این حرف صدای ایی فارسی رو میده. مثل اولین حرف (ی) در واژه (سینی ) فارسی . در آلمانی هنگامی که این دو حرف با هم هستند (e) تلفظ نمی شود ولی در عوض کمک می کند که حرف (i) کشیده تر تلفظ بشود. مثل واژه آلمانی liebe به معنایی عشق با تلفظ لیبه. ی رو باید کشیده تلفظ کنید. iebe به معنایی دوست دارم نیز هست مثل جمله Ich liebe dich عنی دوستت دارم.
ei برای اینکه تلفظ این حرف رو خوب یاد بگیرید، دو حرف (عی) در واژه ( عیان) را در فارسی در نظر بگیرید. (ei) در آلمانی هم اینطور که عی در عیان تلفظ می باشد، هست.
توجه داشته باشید که این حرف را مثل معادلش در زبان انگلیسی تلفظ نکنید.
مثال در آلمانی mein Buch مئا ین بوخ یعنی کتاب من
eu واژه toy را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید، eu هم در زبان آلمانی مثل حروف oy در واژه toy انگلیسی تلفظ می شود.
مثال در آلمانی Leute با تلفظ (لوئی ته) به معنایی مردم
au واژه brown را در زبان انگلیسی به خاطر بیاورید! au در زبان آلمانی مثل ow در واژه brown انگلیسی تلفظ می شود.
مثال در آلمانی Baum به معنایی درخت.
ترکیب ch
ich = من , richtig = صحیح , Kirche = کلیسا
در صورتی که قبل از حرف ch یکی از حروف a, o, u, au قرار بگیره ch بصورت خ تلفظ میشه:
machen = انجام دادن , noch = هنوز , kochen = پختن , Buch = کتاب , suchen =جستجوکردن , rauchen = سیگار کشیدن
ولی اگر حروف قبل از ch دو نقطه (Umlaut) داشته باشن دیگه از این قاعده پیروی نمیکنن. مثل:
Buch (در ایت صورت صدای خ) Bücher (در این صورت صدای ش خفیف)
sch صدای ش میدهد
Tisch = میز , Schule = مدرسه , schlafen = خوابیدن , schnell = سریع , falsch=غلط , Tasche = کیف
همچنین حروف ترکیبی chs تقریبا" مثل حرف x تلفظ میشن. مثل کلمات :
Fuchs = روباه , sechs = شش
t + sch تلفظ حرف چ ایجاد میشه:
Deutschland = آلمان , rutschen = سُر خوردن
اگه حروف s + t و یا s + p در اول یه کلمه یا اول یه سیلاب باشن تلفظشون بصورت زیر هستش:
ش + ت و یا ش + پ، یعنی در واقع حرف s اگر قبل از حروف p و t در اول کلمه یا سیلاب باشه بصورت ش تلفظ میشه. برای مثال:
sprechen = حرف زدن , spielen = بازی کردن , Student = دانشجو , Straße = خیابان , Bleistift = مداد , Beispiel = مثال
دو تا حرف بیصدای همنام و یا حروف c و k در یه کلمه پشت سر هم بیان کوتاه تلفظ میشن:
Mutter = مادر , kommen = آمدن , offen = باز , Decke = سقف , Ecke = گوشه
ولی در صورتی که دو تا حرف صدادار پشت سر هم بیان کشیده تلفظ میشن. مثل:
Schnee = برف , Haar = مو , Boot = قایق
r زمانی که در آخر کلمات یا سیلاب قرار بگیره تلفظ کوتاه داره:
Fehler = اشتباه , Schüler = دانش آموز , nur = فقط , Uhr = ساعت
V ,W
viel = زیاد , Vater = پدر , wieviel = چقدر , Wort کلمه
در زبان آلمانی حرف e در آخر کلمات تلفظ میشه. مثل:
Karte = نقشه , Frage = سوال , Name = نام
u در زبان آلمانی تلفظ (او) داره. (مثل: نور ، بود و ...)
Schule = مدرسه , Buch = کتاب
qu بصورت ک+و تلفظ میشن. توجه داشته باشید که مثل این کلمات در
فارسی تلفظ میشه (نوار، دوا و ...)
Quelle = منبع , bequem = راحت , Quittung = رسید
j مثل تلفظ حرف ی در کلمات (پایان، یاد و ...) هستش.
jeder = هرکس , jung = جوان , Japan = ژاپن , Jahr = سال
ph مثل حرف f تلفظ میشن. مثل کلمات زیر:
Photo = عکس , Phase = فاز
pf در اول کلمه یا اول یک سیلاب تلفظ ف دارن. مثل:
Pfanne = ماهی تابه , Pfeife = سوت , Pfund = پوند
همین حروف یعنی pf در وسط و آخر کلمات بصورت پ ف خونده میشن:
Kopf = سر , Apfel = سیب , Topf = قابلمه , Tropfen = قطره
tion------ ختم میشن بصورت تسیون خونده و تلفظ میشن:
Nation = ملت , Funktion = وظیفه
Y در وسط کلمات مثل حرف ü تلفظ میشه:
Physik = فیزیک , System = سیستم
ss یا ß
توجه داشته باشید که فقط در صورتی از ss استفاده میشه که
سه شرط زیر در کلمه وجود داشته باشه،
- هروقت در یک کلمه حرف ماقبل ss یکی از حروف صدادار باشه<
تیتر ساختار جمله
معرفی خودبا Ich bin ... من هستم
جملات ساده مثل:
من Sabine Möller هستم.
Ich bin Sabine Möller
من Christian Maier هستم.
Ich bin Christian Maier
من خانم Kracht هستم.
Ich bin Frau Kracht
من آقای Jansen هستم.
Ich bin Herr Jansen
برای پرسیدن نام یکنفر Sind Sie ...?محترمانه
از Bist du...? در موارد دوستانه استفاده کنید.
آیا تو Sabine Möller هستی؟
؟Bist Du Sabine Möller
آیا تو Christian Maier هستی؟
؟ist du Christian Maier
آیا شما خانم Kracht هستید؟
؟Sind Sie Frau Kracht
آیا شما آقای Jansen هستید؟
؟Sind Sie Herr Jansen
توجه: S در Sie (بعنوان ضمیر محترمانه)
همیشه با حرف بزرگ نوشته میشود.
تیترشغل مذکر ومونث
عمل مونث کردن یک شغل در بیشتر موارد به
اضافه کردن in به انتهای شغل انجام میشود.
Ich bin Lehrer
من معلم (مذکر) هستم
Ich bin Lehrerin
من معلم (مونث) هستم
Ich bin Polizist
من مامور پلیس (مذکر) هستم
Ich bin Polizistin
من مامور پلیس (مونث) هستم
Ich bin Mechaniker
من مکانیک (مذکر) هستم
Ich bin Mechanikerin
من مکانیک (مونث) هستم
نیازی به آوردن کلمه یک یا(ein(e قبل شغل نیس.
تیتر گفتن ملیت
روش ساده استفاده ازعبارت Ich komme aus هست:
«من از ... آمدم » اما معنی آن «من اهل ... هستم»
Ich komme aus dem Iran
من اهل ایران هستم.
Ich komme aus Berlin
من اهل برلین هستم.
Ich komme aus Schottland
من اهل اسکاتلند هستم.
معرفی محل زندگی باIch wohne in ...
یعنی «من در ... زندگی میکنم» است.
Ich wohne in Tehran
من در تهران زندگی میکنم.
Ich wohne in Deutschland
من در آلمان زندگی میکنم.
Ich wohne in Frankfurt
من در فرانکفورد زندگی میکنم.
تیتر ضمیر ملکی
(mein(eدر آلمانی با توجه به نوع اسمی که
در مورد مالکیت آن صحبت متفاومت است.
در مالکیت یک اسم مذکر از mein استفاده میکنیم.
و یک اسم مونث از meine استفاده میکنیم.
او همسر (زن) من است.
.Das ist meine Frau
او دختر من است.
.Das ist meine Tochter
او شوهر من است.
.Das ist mein Mann
.او پسر من است
.Das ist mein Sohn
او دوست (مذکر) من است.
.Das ist mein Freund
او همکار (مذکر) من است.
.Das ist mein Kollege
تیتر افعال
افعال آلمانی دو دسته اندبا قائده و بی قائده
صرف افعال با قائده
صرف دوفعل باقائده wohnen (زندگی کردن)
و kommen (آمدن)
ich
من
ich komme
.من میآیم
ich wohne
.من زندگی میکنم
du
(تو (غیر رسمی
du kommst
.تو میآیی
du wohnst
.تو زندگی میکنی
Sie
(شما (توی رسمی
Sie kommen
.شما میآیید
Sie wohnen
.شما زندگی میکنید
بسیاری از افعال آلمانی با قائده اند
تیتر حروف تعریف
حروف تعریف برای اسامی معرفه یعنی der, die, das
درآلمانی مذکر masculineمونث feminineخنثیneuter
Der حرف تعریف معرفه برای اسامی مذکر است:
der Apfel
سیب
der Bruder
برادر
Die حرف تعریف معرفه برای اسامی مونث است.
die Straße
خیابان
die Freundin
(دوست (مونث
Das حرف تعریف معرفه برای اسامی خنثی است.
das Fahrrad
دوچرخه
das Kind
کودک
بهترین روش یادگیری جنس اسامی
حفظ کردن آنها همراه با اسم است.
تیتر ساخت سوال
روش اول استفاده کردن از کلمات سوالی
روش دوم جابجا کردن محل فعل در جمله.
چه...؟
Was...?
کی...؟ چه وقت...؟
Wann...?
کجا...؟ کدام محل...؟
Wo...?
چه کسی...؟
Wer...?
به کجا...؟
Wohin...?
چند تا...؟ چقدر...؟
Wie viel...?
پس از یک کلمه سوالی درجمله :
فعل اصلی بلافاصله بعد از آن میآید.
؟Was sind Sie von Beruf
شغل شما چیست؟
؟Was ist das
این چیست؟
؟Wo wohnen Sie
کجا زندگی میکنید؟
؟Wohin, bitte
به کجا, لطفا؟
گاهی برای سوالی کردن باجابجا کردن
محل فعل از جایگاه دوم به جایگاه اول
میتوان جمله را سوالی کرد.
به جملات زیر توجه کنید:
؟Ist das ein Taxi
؟Ist das der Herd
؟Sind wir da
Das ist ein Taxi
Das ist der Herd
Wir sind da
تیتر سوال کردن مکان وحروف اضافه
برای سوال کردن درباره محل یک چیز یا کس از wo
به معنی کجا استفاده میکنیم
کجا زندگی میکنی؟
؟Wo wohnst du
واقع شدن چیزی درمحلی از in استفاده میشه:
من در برلین زندگی میکنم.
Ich wohne in Berlin
برای مشخص کردن مکان یک چیزan نیزمیاریم.
فاقد معادل فارسیست an
معنایی شبیه به at در انگلیسی دارد.
من در دانشگاهی در برلین درس میخوانم.
Ich studiere an der Universität in Berlin
I'm studying at Berlin Universiti
حروف اضافه an و in با توجه به جنس اسمیکه
پس از آنها میآید تغییر میکنند.
با هر کدام از اسامی مذکر و خنثی حرف اضافه
in به im تبدیل میشود که در واقع حالت خلاصه
از in + dem است. به مثال زیر توجه کنید:
(das Krankenhaus)
Ich arbeite im Krankenhaus
حرف اضافه an نیز دارای حالتی مشابه است
و با اسامی مذکر و خنثی به شکل am در میآید
که درواقع حالت خلاصه از an + dem است.
(der Potsdamer Platz)
؟Ist das am Potsdamer Platz
دراسامی مونث حروف اضافی in و an موجب میشند
که حرف تعریف آن اسم یعنی die به der تغییر کند.
(die Oranienburger Straße)
Ich wohne in der Oranienburger Straße
(die Universität)
Ich studiere an der Universität
تیتر سوال مقصد
برای سوال کردن درباره مقصد باید از کلمه
سوالی wohin به معنی «به کجا» استفاده کرد.
به کجا میروید؟
؟Wohin gehen Sie
و از حروف اضافه nach و zu استفاده میکنیم.
از حرف اضافه nach در مواردی استفاده میشود
که درباره یک شهر یا کشور صحبت بکنیم.
من به برلین میروم (میرانم).
Ich fahre nach Berlin
دربیشتر مواردازحرف اضافه zu استفاده میشود.
که با اسامی مذکر و خنثی حرف اضافه zu به zum
تبدیل میشودکه درواقع حالت خلاصه از zu + dem
der Platz » zum Platz
das haus » zum haus
با اسامی مونث حرف اضافه zu به zur تبدیل میشود
که در واقع حالت خلاصه شده zu + der است.
die Oranienburger Straße » zur Oranienburger Straße
die Galerie » zur Galerie
تیتر واژه بیته bitte
درآلمانی واژه bitte واژه بسیار پرکاربردی است.
میتواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد اما
به جملات و درخواستها حالت مودبانه میدهد.
Bitte میتواند به معنی لطفا باشد:
Können Sie mir helfen, bitte?
لطفا, میتوانید به من کمک کنید؟
Eine Tasse Tee, bitte.
یک فنجان چای, لطفا؟
از Bitte sehr به معنی بفرمایید
(در هنگام تحویل دادن چیزی) استفاده میشود:
بفرمایید, نوشابهیتان.
.Bitte sehr, Ihr cola
از. Bitte schön برای پاسخ دادن به تشکر
و به معنی «خواهش میکنم» استفاده میشود:
Danke
ممنونم
Bitte schön
خواهش میکنم
از Wie bitte? یا ساده تر bitte? در مواردی استفاده
میشه که شما منظور طرف مقابل را متوجه نمیشوید
تیتر دوست داشتن یا نداشتن
اولین راه استفاده از عبارت ich mag است. توجه:
که پس از این عبارت باید از یک اسم استفاده کنید.
.Ich mag Schokoladenkuchen
من کیک شکلاتی دوست دارم.
برای صحبت کردن درباره چیزهایی که دوست ندارید
تنها از واژه nicht در انتهایی جمله استفاده کنید.
.Ich mag Schokoladenkuchen nicht
من کیک شکلاتی دوست ندارم.
.Ich mag Fußball nicht
من فوتبال دوست ندارم.
.Ich mag Wurst nicht
من سوسیس دوست ندارم.
راه دوم استفاده از عبارت es gefällt mir است.
این عبارت به صورت تحت الفظی به معنی:
«این من را خوشحال (راضی) میکند» است.
و پس از آن باید از یک اسم استفاده کرد.
.Fußball gefällt mir
من فوتبال را دوست دارم.
.Das T-shirt gefällt mir
من این تی شرت را دوست دارم.
برای منفی کردن جملات باید واژه
nicht را به انتهای جمله اضافه کنید.
.Fußball gefällt mir nicht
من فوتبال دوست ندارم.
.Das T-shirt gefällt mir nicht
من این تی شرت را دوست ندارم.
روش بعدی استفاده از قید gern است. باید
توجه داشته باشید که برعکس دو روش بالا
پس از gern باید از یک فعل استفاده کنید.
.Ich schwimme gern
من شنا کردن را دوست دارم.
.Ich tanze gern
من رقصیدن را دوست دارم.
.Ich singe gern
من آواز خواندن را دوست دارم.
برای منفی کردن جملات بالا باید
از nicht قبل از gern استفاده کنید.
.Ich schwimme nicht gern
من شنا کردن را دوست ندارم.
.Ich tanze nicht gern
من رقصیدن را دوست ندارم.
.Ich singe nicht gern
من آواز خواندن را دوست ندارم
تیتر 2راه ساده بیان خواسته
راه اول استفاده از عبارت Ich hätte gern...
و راه دوم استفاده از عبارت Ich möchte... است.
این دو عبارت هر دو به معنای
«من میخواهم» یا «من میل دارم» هستند.
Ich hätte gern Kartoffelsalat
من (مقداری) سالاد سیب زمینی میل دارم. زمانیکه
میخواهیدمقدار نامعینی از چیزی رادرخواست
کنید نیازی به استفاده از «مقداری» یا«تعدادی»
قبل از اسم مورد نظر نیست.
Ich möchte Brot
من (تعدادی) نان میخواهم.
Ich hätte gern Suppe
من سوپ میل دارم.
حرف تعریف ein
حرف تعریف نکره ein . نکته مهم در مورد استفاده
از حرف تعریف (خواه معرفه یا نکره) این است که
حرف تعریف در زبان آلمانی با توجه به اسم پس از
خود تغییر می کند.
برای اسامی خنثی das و مذکر der باید از حرف
تعریف نکره ein و برای اسامی مونث و جمع die
باید از حرف تعریف به صورت eine استفاده کرد.
ein Kaffee
یک قهوه
eine Wurst
یک سوسیس
ein Pferd
یک اسب
توجه کنیدواژه ein با واژه Eins متفاوت است. Eins به معنی
عدد یک است و در شمارش از آن استفاده میشود. واژه های
einen و einem در واقع شکلی از حرف تعریف ein هستند
تیتر منفی کردن
nein
برای دادن جواب منفی به سوالات بلی/خیر باید
از واژه nein (به معنی خیر) استفاده میکنیم. مثلا:
؟Ist die Speise mit Fleisch
آیا این غذا با گوشت درست شده؟
.Nein
خیر.
kein, keine, keinen
Kein یا حرف تعریف منفیحالت منفی شده ein است
و برای منفی کردن جمله قبل ازیک اسم قرارمیگیرد.
برای اسامی مذکروخنثی باید از kein و برای اسامی
مونث و جمع از keine استفاده کرد.
.Ich habe ein Fahrrad
من یک دوچرخه دارم.
.Ich habe kein Fahrrad
من هیچ دوچرخهای ندارم.
.Ich möchte eine Suppe
من یک سوپ میل دارم.
.Ich möchte keine Suppe
من سوپ میل ندارم.
از keinen و keinemدر مواردی استفاده میشودکه
اسم مورد بحث درجایگاه مفعول قرارگرفته باشد
nicht
Nicht پس از فعل قرارمیگیرد و آنرا منفی میکند.
.Der Kaffee ist gut
قهوه خوب است.
.Der Kaffee ist nicht gut
قهوه خوب نیست.
.Es ist weit
این دور است.
.Es ist nicht weit
این دور نیست.
تیتر آنجا و اینجا
از واژهای da یا dort استفاده کنید. این دو واژه معنی
تقریبا مشابهی دارندبااین تفاوت که dort رسمیتراست
و به مکانهای دورتر اشاره میکند.
Da معنای «اینجا» را نیز میدهد.
Die neue Foto-Ausstellung ist da.
.نمایشگاه جدید کتاب انجاست
Sie finden das Restaurant dort.
.شما رستوران را آنجا پیدا خواهید کرد
(اینجا, آنجا) هست – (اینجا, آنجا) وجود دارد
بوسیله هست یاوجودداردمیتوان ازوجود محل یا چیزی
خاص خبر داد. برای اینکاردرآلمانی ازعبارت es gibt
استفاده میکنند. نکته ای که باید داشته باشید اینه که
که حتی درصورتی که مفعول مورد نظر جمع هم باشد
عبارت es gibt تغییر نخواهد کرد.
Es gibt ein Kino dort.
.آنجا یک سینما وجود دارد
Es gibt da Toiletten.
.توالتها آنجا هستند
برای سوال کردن درباره وجودچیزی دریک محل خیلی
ساده جای es و gibt را با هم عوض میکنیم.
Es gibt ein Telefon.
.اینجا) یک تلفن وجود دارد)
Gibt es ein Telefon?
آیا (اینجا) یک تلفن وجود دارد؟
Es gibt ein Schwimmbad.
.اینجا) یک استخر شنا وجود دارد)
Gibt es ein Schwimmbad?
آبا (اینجا) یک استخر شنا وجود دارد؟
تیتر ضمایر فاعلی
ضمایر فاعلی درآلمانی
و صرف فعل بودن در دو زمان حال و گذشته
ضمایر فاعلی
ich
ish
من
wir
veer
ما
du
doo
تو (رسمی)
ihr
eer
شما
er, sie, es
air, zee, ess
او (مونث, مذکر و خنثی)
sie ,Sie
zee
آنها, تو یا شما (رسمی)
صرف زمان حال ساده فعل بودن
من هستم
ich bin
ish bin
ما هستیم
wir sind
veer zint
تو هستی
du bist
doo bihst
شما هستید (غیر رسمی)
ihr seid
eer zide
او (مذکر, مونث و خنثی) هست
er/sie/es ist
air/zee/ess isst
آنها هستند
sie sind
zee zint
صرف زمان حال گذشته فعل بودن
من بودم
ich war
ish var
ما بودیم
wir waren
veer vah-ren
تو بودی
du warst
doo varst
شما بودید (غیر رسمی)
ihr wart
eer vart
او (مذکر, مونث و خنثی) بود
er/sie/es war
air/zee/ess var
آنها بودند
sie waren
zee vah-ren
تیتر اسامی جمع
حرف تعریف حالت معرفه همه اسامی جمع die است.
برای جمع کردن اسامی در زبان آلمانی معمولا یک یادو
حرف به انتهای آنها اضافه میشود. بسیاری از اسامی
مذکر و خنثی با اضافه کردن حرف –e به انتهای آنها به
حالت جمع تبدیل میشوند. به مثالهای زیر توجه کنید:
der Salat
der Wein
das Packet
سالاد
شراب
پاکت
die Salate
die Weine
die Packete
سالادها
شرابها
پاکتها
و بسیاری از اسامی مونث هم با اضافه کردن حروف -n
یا -enبه حالت جمع تبدیل میشوند.
die Scheibe
die Frau
تکه, برش
زن
die Scheiben
die Frauen
تکهها, برشها
زنها
و اگر اسمی به حالت عادی با –en تمام شود حالت
جمع آن کاملا مانند حالت مفرد خواهد بود.
ein Brötchen
zwei Brötchen
یک نان
(دو نان (جمع
der Kuchen
die Kuchen
کیک
کیکها
حروف صدادار در برخی از اسامی پس از تبدیل شدن به
حالت جمع Umlaut یا دونقطه میگیرد. دراین حالت تلفظ
حرف صدادار عوض میشود.
der Apfel
der Sohn
der Bruder
سیب
فرزند پسر
برادر
die Äpfel
die Söhne
die Brüder
سیبها
پسران
برادرها
تیتر موافقت ومخالفت
اولین روش استفاده از Genau است.این واژه یعنی «دقیقا» است. اما میتواند معنی «البته» را نیز داشته باشد.
روش دوم استفاده از عبارات In Ordnung است.این عبارت
به معنی «صحیح است» یا «درست است» است.
روش 3 برای تائیدنظرکسی استفاده از جمله Ich verstehe است . این جمله یعنی «میفهمم» یا «درک میکنم» است.
برای نشان دادن عدم مواقفت یا مخالفت میتوانید از عبارت Stimmt nicht یعنی «اشتباه است» یا Ich glaube nicht
به معنی «من اینطوری فکر نمیکنم» استفاده کنید.
تیتر معنی Sie
ضمیر Sie میتواند به عنوان «شما» رسمی و مودبانه مورد استفاده قرار گیرد یعنی «شما»ضمیر Sie در این کاربردبا
حرف اول بزرگ نوشته میشودودرصورتیکه از این ضمیر در
جمله استفاده کنید باید فعل را با پسوند –en صرف کنید.
؟Wo wohnen Sie
کجا زندگی میکنید؟
؟Brauchen Sie Benzin
آیا شما به بنزین نیاز دارید؟
این ضمیر همچنین میتواند به معنی او (سوم شخص مفرد مونث) یا آن (برای اسامی مونث) نیزمورد استفاده قرار گیرد.
دراین حالت تنهادرصورتیکه ضمیردرابتدای جمله قرارگیرد
حرف اول آن بزرگ خواهد بود. برای صرف کردن فعل اصلی
با این ضمیر (در صورتی که فعل با قائده باشد) بایدبه انتهای
آن –t اضافه شود.) :
؟Wo wohnt sie
او (مونث) کجا زندگی میکند؟
؟Braucht sie Benzin
آیا او (مونث) به بنزین نیاز دارد؟
؟Haben Sie eine Luftsäule
آیا شما پمپ هوا دارید؟
.Ja, sie ist gleich links von der Einfahrt
بله, آن (اسم مونث) دقیقا کنار ورودی است.
آخرین کاربرد sie به معنی آنهاست (ضمیر سوم شخص جمع). در این حالت نیز sie مانند حالت بالا با حرف کوچک آغاز میشود اما فعل جمله با پسوند –en صرف میشود.
؟Wo wohnen sie
آنها کجا زندگی میکنند؟
؟Brauchen sie Benzin
آیا آنها به نبزین نیاز دارند؟
تیتر فعل مودال
برای نشان دادن اجبار یا الزام از فعل مودال Müssen
استفاده میکنیم. فعلهای مودال در جمله به جای فعل
اصلی و در جایگاه دوم (در جملههای خبری) یا اول
(در جملههای سوالی یا امری) قرار میگیرد.
در صورت استفاده از یک فعل مودال در جمله فعل بعدی
به صورت مصدر (با پسوند en) در اخر جمله قرار میگیرد.
از آنجایی که فعلهای مودال بی قائده هستند قبل از
خواندن مثالها به طریقه صرف فعل Müssen توجه کنید.
ich muss
من ملزم هستم
du musst
تو ملزم هستی
er/sie/es muss
او (مذکر, مونث و خنثی) ملزم است
wir/sie/Sie müssen
ما, شما (رسمی) و آنها هستیم/هستید/هستند
به مثالهای زیر توجه کنید:
Sie müssen aufpassen
شما (رسمی) باید محتاط باشید.
به مثالهای زیر توجه کنید:
Sie müssen aufpassen
شما (رسمی) باید محتاط باشید
Sie müssen duschen
شما باید دوش بگیرید
Sie müssen die Wohnung reinigen
شما باید آپارتمان را تمیز کنید
برای مشخص کردن اجازه یک فرد برای انجام کاری باید
از فعل مودال dürfen استفاده کنید.
Sie dürfen im Hof rauchen.
شما میتوانید (اجازه دارید) در حیاط سیگار بکشید
Sie dürfen hier parken.
شما میتوانید (اجازه دارید) اینجا پارک کنید
فعل dürfen نیز یک فعل بی قائده است.
Ich darf Kaffee trinken.
من میتوانم (اجازه دارم) قهوه بخورم
Du darfst hier essen.
او میتواند (اجازه دارد) اینجا غذا بخورد
Er darf kommen.
او میتواند (اجازه دارد) بیاید
Wir dürfen ausgehen.
ما میتوانیم (اجازه داریم) بیرون برویم
زمانی که میخواهید عدم امکان یا وجود اجازه برای انجام کاری
را نشان دهید باید جمله را منفی کنید. برای منفی کردن یک
جمله با فعل مودال همیشه بایداز Nicht دقیقا بعداز فعل دوم
استفاده کرد. به مثالهای زیر توجه کنید:
Sie dürfen hier nicht rauchen.
شما نمیتوانید (اجازه ندارید) اینجا سیگار بکشید
Ich darf nicht fahren.
من نمیتوانم (اجازه ندارم
تیتر قیدها
در زبان آلمانی مکان عبارتها و قسمتهای مختلف
جمله ممکن است به طور ناآشنایی تغییر کند و
این تغییر مکان ممکن است ابتدا کمی گیج کننده
به نظر برسد اما دارای نظم خاصی است.
توجه داشته باشید که در جمله های ارائه شده
morgen یک اسم نیست بلکه یک قید زمان و به
معنای فرداست.
Es regnet morgen.
Morgen regnet es.
.فردا باران خواهد بارید
Wir machen morgen eine Wanderung.
Morgen machen wir eine Wanderung.
.ما فردا به کوهنوردی خواهیم رفت
مکان فعل جمله ثابت و در جایگاه دوم است.
معنی جمله ها تغییر زیادی با هم نمیکند اما
در جمله های حالت دوم تاکید بیشتری بر روی
زمان وجود خواهد داشت.
درجمله پایین اتفاق مشابهی درموردیک عبارت
مکانی میافتد و میبینید که فعل جمله همچنان
در جایگاه دوم و دقیقا پس از عبارت مکانی
(In München) قرار میگیرد.
Es ist oft heiß in München im Sommer.
.هوا معمولا در مونیخ در تابستان گرم است
In München ist es oft heiß im Sommer.
.در مونیخ هوا معمولا در تابستان گرم است
تیتر صحبت درباره آینده
در زبان آلمانی هم میتوان از زمان حال برای
صحبت کردن درباره آینده استفاده کرد.در این
حالت باید برای آینده کردن یک جمله از یک
قید یا عبارت زمان آینده مانند فردا (morgen)
یا هفته بعد (nächste Woche) استفاده کرد.
باران میبارد.
.Morgen regnet es
فردا باران میبارد.
.Die Sonne scheint
خورشید میدرخشد.
.Morgen scheint die Sonne
فردا خورشید میدرخشد.
.Es schneit
برف میبارد.
.Nächste Woche schneit es
هفته بعد برف میبارد.
تیتر گفتن تاریخ
برای گفتن تاریخ از اعداد ترتیبی 1 2 3
(اول, دوم, سوم و ...) استفاده میکنیم.
برای ترتیبی کردن بیشتر اعداد تا 19 باید
پسوند –ten را به انتهای آنها اضافه کرد .
واز 20 ببعدازپسوند–sten استفاده میکنیم.
برای گفتن یک باره از تاریخ به صورت «از... تا ...»
در آلمانی از vom... bis zum... استفاده میکنیم.
Vom vierten bis zum achten August
از چهارم تا هشتم اوت
Vom zwanzigsten bis zum einunddreißigsten
از بیستم تا سی و یکم
برخی اعداد از برای ترتیبی شدن از قائده پیروی
